هنرمند بزرگی که در بین 100 هنرمند برتر قرن جای دارد
جمعه 1 اردیبهشت ماه سال 1385
زندگینامه و آثار این هنرمند برجسته
مرتضی حنانه پس از کمال الملک / ارد شرکا / مرتضی ممیز / ابوالحسن خان صدیقی / هوشنگ سیحون / مسعود کیمیای / مهدی اخوان ثالث / صادق هدایت / بهروز وثوقی / کاوه گلستان / حسن شماعی زاده / محمد رضا شجریان / یدالله کابلی خوانساری /داریوش اقبالی/علی حاتمی / داریوش مهرجویی / اردشیر محصص / پرویز پرستویی / محسن دولو / صمد بهرنگی / هوشنگ گلشیری / هایده / ایرج قادری / حمیرا / نیما یوشیج / علیاکبر صنعتی / حسن میرخانی / عباس اخوین / سیاوش قمیشی / محمود دولت آبادی / محمدکریم پیرنیا / غلام حسین امیرخانی / جمشید مشایخی / مریم زندی / محمود فرشچیان / عزت ا.. انتظامی / بهرام بیضایی / سهراب سپهری / ژاله علو / احمد محمود / پرویز شاپور / حجت الله شکیبا / اکبر عبدی / مرتضی کاتوزیان / فروغ فرخزاد / محمد علی فردین / ساموئل خاکچیان / میرزاده عشقی / کامبیز درمبخش / بیژن مرتضوی / معین / محمود کلاری / بابک بیات / حسین علیزاده / ابراهیم حاتمی کیا / محمد علی جمال زاده / پوران / جواد معروفی / مهدی سجادی / خسرو شکیبای / شهرام ناظری / حسین لرزاده / شهره آغداشلو / مهدی هاشمی / جواد علیزاده / ناصر چشم آذر / بزرگ علوی / جهانگیر الماسی / گلاب آدینه / بنان / فرهاد مهراد / ابی حامدی / احمد میر علایی / محمد نوری / محمد علی کشاورز / آیدین آغداشلو / آرمیک / حسین خسروجردی / گوگوش / ابراهیم حقیقی / هوشنگ مرادی کرمانی / ناصر پاکشیر / غلام حسین نامی / ویگن / نادر نادرپور / شفیعی کدکنی / اصغر بیچاره / سیمین بابایی / احمد عبداللهی نیا / بهمن جلالی / اسدالله ملک / ابوالحسن صبا / ملک الشعرای بهار / احمد عربانی / محمدرضا لطفی و احمد شاملو
در ردیف ۹۷ برگزید گان بزرگترین نظرسنجی جامع ، تاریخ هنر ایران قرار گرفته است در این نظر سنجی بیش از 5000هزار نفر از عموم مردم ایران شرکت کرده اند و نتایج آن بشکل آنلاین بر صفحه هات اینترنتی قرار گرفته و بجز 8 نفر از زُبده ترین وبلاگ نویسان کشور حداقل 65 وبلاگ نویس دیگر بر کل انجام نظر سنجی و شمارش صحیح آرا نظارت کامل نموده اند.و اما مطالبی در مورد این هنرمند برجسته :
مرتضی حنانه» در یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۰۱ خورشیدی در شهر تهران متولد شده و از همان کودکی علاقه ی زیادی نسبت به موسیقی نشان داد. وی از کودکی هر چیزی که تولید صدا می کرد به کار می گرفت و ابزارهایی می ساخت که از خود تولید صداهایی مختلف و گوناگون کنند. وی دراین باره گفته است:« شاید در آن زمان توانایی من در این حد که آلات ساده و مبتدی موسیقی را بسازم نبوده. ولی به هر حال چیزهایی می ساختم که صداهایی همانند: صدای باد، زوزه، صدای حیوانات و صدای عجیب و غریب تولید کنند.» علاقه ی وی تا به حدی بود که معلم چهارم دبستانش «فلوتی» به او هدیه داد و راهنمایی هایی برای آموختن نیز به او ارائه کرد. پس از پایان دوره ی دبستان در هنرستان موسیقی مشغول به تحصیل شد. دیری نگذشت که نام حنانه در سطح هنرستان پیچید، در همین مقطع ِ زمانی حنانه «هورن» را به عنوان ساز تخصصی خویش انتخاب کرد.«غلامحسین مین باشیان» که ریاست هنرستان را بر عهده داشت در سال ۱۳۱۷ شمسی موفق به آوردن گروهی ده نفره برای تدریس در هنرستان از شهر پراگ به ایران شد، که عبارت بودند : کارل کوگلر، خواننده؛ کارن یان، ویلن؛ رودلف اوربانتس، موسیقی نظامی؛ واتسلاو کوتاس، کلارینت؛ یاروسلاوبیزا، باسون؛ ماریا گروتفلدوا، هارپ؛ ژوزف اسلاویک، ویولنسل؛ فرانسوا هلنسل، کنتراباس؛ ژوزف اسلاویک، ترومپت؛ رودلف اوربانتس که شیفته ی استعداد و علاقه ی حنانه شده بود، او را به آرزوی خود رساند و توانست «کُریست» اول ارکستر سمفونیک هنرستان عالی تهران شود. او همچنان به دنبال کسی بود تا اصول موسیقی غرب را به او بیاموزد و درهمین حین با «پرویز محمود» آشنا شد که در بلژیک تحصیل کرده بود و بعدها ارکستر سمفونیک تهران را بنیان نهاد. استاد محمود، بی دریغ معلوماتش را در اختیار حنانه گذاشت. پس از مدتی «وزیری» ریاست هنرستان را بر عهده گرفت و پایه ی آموزش هنرستان را بر مبنای موسیقی سنتی ایران قرار داد. وی گروه ده نفری پراگی را اخراج کرد. هنرجویانی از جمله حنانه نسبت به این عمل اعتراض کردند ولی نتیجه ای نداشت و روند آموزش وزیری در هنرستان آغاز شد.حنانه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی؛ دیپلم خود را از هنرستان گرفت. «روبیک گریگوریان» نخستین کسی بود که ترانه های محلی را جمع آوری کرده و پس از رفتن پرویز محمود به آمریکا در سال ۱۳۲۹ خورشیدی؛ به سمت رهبری ارکستر سمفونیک و ریاست هنرستان رسید، در سال ۱۳۳۱ خورشیدی؛ او نیز به امریکا عازم شد و مرتضی حنانه رهبری ارکستر سمفونی را بر عهده گرفت. او در شرایطی ارکستر سمفونی را اداره می کرد که دارای سه امتیاز بزرگ بود:«دیپلم هنرستان موسیقی» ، «تعلیمات پرویز محمود» و «ذوق استعدادی زیادی که همه به آن معترف بودند». ولی او همچنان تشنه بود، تشنه ی یادگیری بیشتر موسیقی. در سال ۱۳۳۲ خورشیدی که جشن هزاره ی بوعلی سینا برگزار شد، حنانه توانست آثار خود را در حضور شرق شناسانی که برای شرکت در جشن دعوت شده بودند با هم سرایی و ارکستر سمفونیک اجرا نماید و این اجرا چنان مورد توجه حضار قرار گرفت که «چرولی» سفیر وقت ایتالیا، بورس هنری آن کشور را در اختیار وی قرار داد و حنانه برای تکمیل تحصیلات و مطالعات خود به کنسرواتور واتیکان عزیمت نمود. این همان کنسرواتور قدیمی بود که باخ در آن ارگ می زد. به طور کلی مرتضی حنانه در محل موسیقی مذهبی و مقدس ایتالیا به تحصیل پرداخت. او در سال ۱۳۴۲ خورشیدی به ایران بازگشت و گفت: «هنگامی که از ایتالیا به ایران آمدم، زیاد فکر کردم. حال زمانی بود که آن دانشی که آرزویش را داشتم به دست آورده بودم و فقط مانده بود تصمیم بگیرم با آن دانش چه کار کنم و چه نوع موسیقی ای ارائه دهم.اول گفتم «دوده کافونیک» کار کنم. ولی این چه معنایی داشت؟ با خودم گفتم اگر خیلی خوب بنویسم، تازه بهتر از «شوتنبرگ» که نمی توانم بنویسم، او صاحب مکتب به شمار می رود، و مکتبش یکی از بزرگترین های آلمان است که همه جهان آن را پذیرفته اند. ولی اگر کار من را یک ایرانی گوش کند چه خواهد گفت؟ می گوید این کار اگر هم خیلی با ارزش باشد، باز هم ربطی به ایران ندارد و چیزی به فرهنگ غرب افزوده است. در حالی که ما می خواهیم آهنگسازان ایرانی با آثاری که ارزش دارند به فرهنگ کشورشان چیزی بیفزایند.»موسیقی حنانه را بطور کلی می توان «موسیقی اصیل سنفونیک» نامید. حنانه نسبت به موسیقی سنتی بی اعتنا بود و هرگز در ارکستر از سازهای اصیل استفاده نکرد.وی پس از انقلاب اوقات خود را بیش از پیش به پژوهش درباره ی موسیقی قدیم ایران اختصاص داد و در زمینه ی موسیقی فیلم که خود از پایه گذاران آن در ایران بود، فعالیت خود را ادامه داد. حنانه مدعی بود که برای هماهنگی موسیقی ایرانی به اصول هارمونی که در غرب معمول است، معتقد نیست و بیشتر از تلفیق ملودی ها، فوگ و کنتروان که در هر یک از مقام های ایرانی کاری است بس دشوار، اما چه می توان کرد؟ آنچه که می تواند حاوی ابتکار، اصالت، اندیشه و احساس هنرمند ایرانی باشد، درست همان چیزی است که بین مکتب موسیقی فرانسه، مکتب موسیقی روس، آلمان، ایتالیا، و اسپانیا تفاوت ایجاد می کند. پولیفونی، تکنیک و پدیده ای است که در اندیشه ی موسیقی دان هر قومی ممکن است نضج گیرد. مگر ما از تمدن و به ویژه موسیقی قدیم خودمان چه می دانستیم و می دانیم؟ آنچه که جزو مکشوفات است و در آثار خطی از استادان پیشین به جای مانده است همگی دلیل بر آگاهی و دانش آنان به پدیده های اکوستیکی و چند صدایی است. از اینها گذشته هم اکنون در موسیقی فولکوریک و محل نژادهای گوناگون این سرزمین، خصوصاً گرگان و خراسان، پولیفونی در ابعاد بسیار کوچکتری به گوش می رسد، ولی با این ویژگی که هرگز گوش شنوندگان از آن غربت احساس نمی کند. به نظر من اگر گرایشی به همبستگی اصوات، به صورت پولیفونی داشته باشیم راهی غلط و تقلیدی را انتخاب ننموده ایم؛ زیرا پولیفونی نمی تواند منحصراً در خدمت موسیقی دانان غرب باشد. به این دلیل که پولیفونی «سنت» به شمار نمی آید و جزو آداب و رسوم قومی ملتی هم نمی تواند باشد بلکه هنری است در خور تشخیص و لذت گوشها. بنابراین پولیفونی می تواند راهی باشد که پیش پای هر موسیقی دان اندیشمند و نوآوری باز است.... تلفیق اصوات گوناگون یک مقام با یکدیگر با حفظ کیفیت موسیقی ایرانی در جهت افقی و عمودی، و این چیزی است کاملاً ابتکاری که باید بر پایه ی دلیل و برهان زیبایی واقعی استوار باشد.»او برای بسیاری از فیلم ها موسیقی متن کار کرده است ولی هرگز موسیقی متن برای او حرفه جدی نبود، و از روی نیاز مادی دست به این کار می زد، ولی کارهای بسیار خوبی ارائه میکرد چون او با ساختار و ماهیت سینما آشنا بود. مرتضی حنانه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۶۷ خورشیدی؛ در ساعت ۱۱:۴۵ شب در اثر سکته ی قلبی در گذشت